A Weblog About Nothing

A weblog about nothing

آخرین یادداشت ها
نوشته‌ی خداوند
عیدتون مبارک!
بهار
کاریکاتور روشنفکرانه
آرزوهای ویکتور هوگو

آرشیو
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387


موضوع بندی
خودم
دیگران
عکس

پیوندها
My yahoo 360
زیباترین جواهرات
وبلاگ تخصصی جواهرات


حتما ببینید
همه نام ها را اینجا ببینید+معنی+فراوانی
همه مدل های bmw
زیباترین اشعار از بهترین شاعران معاصر
انواع تست روانشناسی
شعر نو
جملات زیبا
یادداشت های تنهایی
موزیک تیتراژ برنامه های تلویزیونی
من و معلم های کلاس گرافیک
یه عکس خیلی جالب
۱۱۸ کل کشور
بازی های فکری
رفقای من
عریان و پوست کنده
نام شما به خط بریل
شبان نیکو


جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
3626


خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

بهار

سلام

من بالاخره بعد از چند روز تونستم آپ کنم و از اونجایی که ممکنه تا سال دیگه نتونم بیام یه شعر عیدانه و بهارانه براتون می ذارم. این شعر رو خودم دو سه سال پیش گفتم:

 

باز کن پنجره هارا که بهار

آمد از دامن کوه

بال بگشوده نسیم بر سر دشت و دمن

جامه سبز به تن کرده چمن

چشم بگشا و ببین

چلچله آمده از راه دراز

          با بهار هم آواز

                خبر از شادی و سرسبزی و نوروز آورد

روزهاتان پر نوروز ، پر سرسبزی باد

 

** پیشاپیش نوروزتون مبارک!

 

8:27 PM | مرجان | خودم | نظرات [19] نسخه چاپی

سلام

چه خبر .میبینم ملتی مشتاقن که من آپ کنم ولی باور کنید اگه امتاحانا اجازه بدن من روزی ۱۰ بار آپ می کنم .

دیروز که داشتم تو اینترنت می گشتم مهمترین مسائلی که امسال در موردشون در اینترنت صحبت شده رو دیدم.واقعا جالبه این غربی ها به خودشون هم شک دارن .یکی از دوستام می گفت به خاطر همین شک پیشرفت کردن ولی من باهاش موافق نیستم .شک کردن در بعضی مسائل نه تنها باعث پیشرفت نمی شه بلکه باعث پس رفت هم می شه حالا این تاپیک ها رو ببینید:

۱.آیا خدا واقعا وجود داره؟

۲.پختن سودا واقعا جالبه

۳.عیسی تروریست بود؟

۴.شما چه شکلی هستید؟

۵.نام شما چیست؟

 

خوب بگذریم.راستی ماه محرم و صفر را به همه تسلیت می گم.امیدوارم همه از حال و هوای این ده روز استفاده کنن و کمی به فکر خودشون باشن.

 

در آخر بگم که خوشحال می شم نظرتون رو راجع به قالب جدید وبلاگ بدونم.

 

2:56 PM | مرجان | خودم | نظرات [8] نسخه چاپی

بوی ماه مهر

آخ!می بینید توروخدا؟ مگه می ذارن ما نفس بکشیم؟ من تازه داشتم حال می کردم ، من تازه داشتم وبلاگ می ساختم ، من تازه داشتم از خوندن یه کتاب ۱۳۳۶ صفحه ای متاثر می شدم ولی اینا یقه مارو چسبیدن که پاشو برو مدرسه ، برو از ۷ روز هفته ۸ روزش را با نگرانی طی کن ، برو هی گناهای معلما رو کم کن ، برو دعا کن سال دیگه تابستون اینقدر زود نگذره.

من هیچ وقت انتظار مهر را نکشیدم.مهر ماه خودشو خیلی سریع به من می رسونه .فقط امسال نبود که سه ماه و نیم تعطیلی مثل برق گذشت.انگار همین دیروز بود که داشتیم به خودمون می گفتیم بالاخره تابستون شد. هی روزگار.جوونی کجایی که یادت بخیر.(این جمله بی ربط و صرفا برای نشان دادن عمق افسردگی من بود)

ولی حالا خودمونیم مدرسه هم صفای خودشو داره . ۴-۵ ساعت با دانش آموزایی که هم سن و سال خودمونن.شاید چند سال دیگه حاضر باشیم تمام زندگی مون رو بدیم که برگردیم به جایی که حالا به نظرمون بیخود می یاد.

خوب بگذریم.بهتره نگرانی خودمونو گردن مدرسه نندازیم.ما (یا شاید فقط من)نگران این نیستیم که تابستون سریع می گذره ، ما نگرانیم که عمرمون زود می گذره .بهترین سال های عمر من اینقدر به سرعت سپری می شن که فکر می کنم تقریبا هیچ خاطره ای از اون ندارم و هیچ وقت به قدر کافی ازش لذت نبردم.نظر شما چیه؟

 

11:46 AM | مرجان | خودم | نظرات [8] نسخه چاپی