A Weblog About Nothing

A weblog about nothing

آخرین یادداشت ها
نوشته‌ی خداوند
عیدتون مبارک!
بهار
کاریکاتور روشنفکرانه
آرزوهای ویکتور هوگو

آرشیو
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387


موضوع بندی
خودم
دیگران
عکس

پیوندها
My yahoo 360
زیباترین جواهرات
وبلاگ تخصصی جواهرات


حتما ببینید
همه نام ها را اینجا ببینید+معنی+فراوانی
همه مدل های bmw
زیباترین اشعار از بهترین شاعران معاصر
انواع تست روانشناسی
شعر نو
جملات زیبا
یادداشت های تنهایی
موزیک تیتراژ برنامه های تلویزیونی
من و معلم های کلاس گرافیک
یه عکس خیلی جالب
۱۱۸ کل کشور
بازی های فکری
رفقای من
عریان و پوست کنده
نام شما به خط بریل
شبان نیکو


جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
3635


خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

بی نام

تو خوبی

آنقدر خوبی که در ذهنم نمی گنجی

و من گم می شوم در حجم نا محدود چشمانت

پرم از حسرت شعری خیال انگیز

و می دانم که روزی می زند آتش

مرا نمرود چشمانت

 

(نمی دونم شاعرش کیه ، اگه شما می دونید به من هم بگید لطفا)

3:16 PM | مرجان | دیگران | نظرات [17] نسخه چاپی

بوی ماه مهر

آخ!می بینید توروخدا؟ مگه می ذارن ما نفس بکشیم؟ من تازه داشتم حال می کردم ، من تازه داشتم وبلاگ می ساختم ، من تازه داشتم از خوندن یه کتاب ۱۳۳۶ صفحه ای متاثر می شدم ولی اینا یقه مارو چسبیدن که پاشو برو مدرسه ، برو از ۷ روز هفته ۸ روزش را با نگرانی طی کن ، برو هی گناهای معلما رو کم کن ، برو دعا کن سال دیگه تابستون اینقدر زود نگذره.

من هیچ وقت انتظار مهر را نکشیدم.مهر ماه خودشو خیلی سریع به من می رسونه .فقط امسال نبود که سه ماه و نیم تعطیلی مثل برق گذشت.انگار همین دیروز بود که داشتیم به خودمون می گفتیم بالاخره تابستون شد. هی روزگار.جوونی کجایی که یادت بخیر.(این جمله بی ربط و صرفا برای نشان دادن عمق افسردگی من بود)

ولی حالا خودمونیم مدرسه هم صفای خودشو داره . ۴-۵ ساعت با دانش آموزایی که هم سن و سال خودمونن.شاید چند سال دیگه حاضر باشیم تمام زندگی مون رو بدیم که برگردیم به جایی که حالا به نظرمون بیخود می یاد.

خوب بگذریم.بهتره نگرانی خودمونو گردن مدرسه نندازیم.ما (یا شاید فقط من)نگران این نیستیم که تابستون سریع می گذره ، ما نگرانیم که عمرمون زود می گذره .بهترین سال های عمر من اینقدر به سرعت سپری می شن که فکر می کنم تقریبا هیچ خاطره ای از اون ندارم و هیچ وقت به قدر کافی ازش لذت نبردم.نظر شما چیه؟

 

11:46 AM | مرجان | خودم | نظرات [8] نسخه چاپی

سروده های زرتشت

آموزگار بد

آیین پاک را تباه می کند

نگریستن به زمین و خورشید را با نگاهی روشن

از بدترین کارها می شمارد

به دروغکاران ارمغان ها پیشکش می کند

آبادیها را ویران می سازد

و پیروان راستی را آزار می دهد

براستی

آموزش های خردمندانه ی مرد پارسا

برای هوشمندان از هر چیز برتر است

ای هستی بخش بزرگ

ای آنکه در همه کارها پیروز و توانایی

تو رنج و آزار دشمنان را از ما دور دار

و من را یاری ده

تا خشم و دشمنی دروغ کاران را

از پیروان و دل باختگان تو باز دارم.

 

با آرزوی قبولی نماز و روزه های همه شما

12:33 PM | مرجان | دیگران | نظرات [5] نسخه چاپی

آواز مریم

ای فرشتگان آسمان!لحظه ای خاموش شوید ، زیرا کودک من در اینجا به خواب رفته است.

ای نخلهای بلند ، ای شاخهای خرما که از سیلی بادهای وحشی به خود می لرزید و می خروشید

از جوش و خروش خود دست بردارید.

پسرک آسمانی من از فرط گرستن خسته شده است ، خواب کودک مرا برهم نزنید.

 

آواز مریم / لوپه دووگا 

 

10:50 AM | مرجان | دیگران | نظرات [3] نسخه چاپی

خواب خوب

پس از توفان

پس از تندر

پس از باران

سرشک سبز برگ از شاخه های جنگل خاموش

می افتاد

 

نه بید ز باد

نه برگ از برگ می جنبید

شکاف ابرها راهی به نور ماه می دادند

دوباره راه را بر ماه می بستند

 

و من همچون نسیمی از فراز شاخه ها پرواز می کردم

تو را می خواستم ای خوب، ای خوبی

به دیدار تو من می آمدم با شوق

با شادی

 

تو را می بینم ای گیسو پریشان در غبار یاد

تو با من مهربانتر از منی

با من

تو با من مهربانی می کنی چون مهر

مهری مهربان با من

 

پس از توفان

پس از تندر

پس از باران

گل آرامش آوازی

به رنگ چشمهای روشنت دارد

نسیمی کز فراز باغ می آید

چه خوش بوی تنت دارد

 

من اینک در خیال خویش خواب خوب می بینم

تو می آئی و از باغ تنت صد بوسه می چینم

 

 

حمید مصدق

6:18 PM | مرجان | دیگران | نظرات [4] نسخه چاپی